قصه های کودکی خیلی در ناخود اگاه اثر می گذارد .
هنوز
که برای ما آخرِ هفتادیا
زود است .
اما اگر خدا خواست
ویک تپل و قند عسلی وشیرین بیان و... بهم داد،
حتما مثل یک والدین فهیم
برایش قصه میخوانم
ان هم نه هر قصه ی چرت وپرت ِدر پیتی
دوره ی سیندرلا و گالش گم شده اش
یا انواع واقسام داستانهای این مدلی
که شاهزاده ی بدبختی
با یک لنگه گیوه بیفتد
دنبالم و از شانس خوب
غیر از پای کوچک ،
خوشکل و نجیب هم از آب در بیایم،
گذشته است ...
برای بچه هایم
قصه ی بدجنسی گرگ را می گویم.
شنگول ومنگول وحبه ی انگور ،خودم را هم ،اگر مثل شنگول
و منگول
و حبه ی انگور
ترسیده باشی و ضعیف
نشان دهی،
گرگه این تیپ قهرمانی را
می گیرد و تا پاره ات نکند،
دست بردار نیست.
اما اگر
و تنها اگر
مقابلش محکم بایستی،
به چشمانش زل بزنی،
در خانه ات را به رویش
باز نکنی،
حساب دو دو تا چهار تای
زندگیت را برایش نگویی،
سگ کی باشه که بخواد
جلوت دست به کمر وایسه.
شیطونه می گه
همچی بزنم پس کلش...
لا اله الا الله
ببریدش از جلوی چشم من
تا نزدم ناکارش کنم...
د برو دیگه بی حیا
مادر شجاعی که بزند
شکم گرگ راپاره کند
وزندگیش را پس بگیرد
نشان می دهم.
می دانید چرررا؟
چون دنیای امروز
پراز گرگ هایی است
که لباس خوب پوشیده اند.
لباس مادری مهربانی..
دروغ میگویند .
آقاجان
حیله میکنند این گرگ ها و
کودکانم باید یاد بگیرند
که شکم این گرگ های پیر با تجربه را از هم بدرند.
اگر مثل شنگول
و منگول
و حبه ی انگور
ترسیده باشی و ضعیف
نشان دهی،
گرگه این تیپ قهرمانی را
می گیرد و تا پاره ات نکند،
دست بردار نیست.
اما اگر
و تنها اگر
مقابلش محکم بایستی،
به چشمانش زل بزنی،
در خانه ات را به رویش
باز نکنی،
حساب دو دو تا چهار تای
زندگیت را برایش نگویی،
سگ کی باشه که بخواد
جلوت دست به کمر وایسه.
شیطونه می گه
همچی بزنم پس کلش...
لا اله الا الله
ببریدش از جلوی چشم من
تا نزدم ناکارش کنم...
د برو دیگه بی حیا
ما را در سایت هفتادهشتادیا دنبال میکنید
برچسب: قصه های کودکی,قصه های کودکانه افغانی,داستان های کودکی,داستان های کودکی امامان,قصه های کودکانه,قصه های کودکانه صوتی,قصه های کودکانه کوتاه,قصه های کودکانه قدیمی,قصه هاي كودكانه صوتي, نویسنده: بازدید: 18